ما را دنبال کنید

جستجوگر

بنر سایت

تبلیغات

موضوعات

  • گالری عکس
  • عکس دانشجویان دانشگاه محقق(عکس های خودتون رو برای ما ارسال کنید) 169
  • عکس دانشجویان سایر دانشگاه ها(عکس های خودتون رو برای ما ارسال کنید) 59
  • مدل های ایرانی پسر(اگر فکر میکنید مدلید عکستونو بفرستید) 7
  • مدل های ایرانی دختر(اگر فکر میکنید مدلید عکستونو بفرستید) 2
  • عکس کودک شما(عکس فرزند خوشگلتونو برامون بفرستید) 13
  • عکس قدیمی از کسانی که از بین ما رفتند (دوستان و آشنایان و خانواده و پدربزرگ یا مادربزرگ) 4
  • عکس های قدیمی از شما و هرکس که دوستش دارید یا مکان هایی که دوستش دارید 4
  • عکس های متحرک 87
  • عکس های عاشقانه 115
  • عکس های مذهبی 76
  • عکس های جالب 401
  • عکس های ماشین و موتور 10
  • عکس های حیوانات 31
  • عکس خنده دار 193
  • عکس های علمی 76
  • عکس های طبیعت 28
  • عکس های آموزشی 64
  • عکس های تاریخی 9
  • عکس مقبره 4
  • عکس های قدیمی 4
  • عکس دختران 12
  • عکس پسران 7
  • عکس بازیگران ایرانی زن 3
  • عکس بازیگران ایرانی مرد 3
  • عکس بازیگران خارجی زن 2
  • عکس بازیگران خارجی مرد 3
  • عکس خوانندگان ایرانی مرد 8
  • عکس ورزشی 15
  • عکس خوانندگان ایرانی زن 0
  • عکس خوانندگان خارجی مرد 0
  • عکس خوانندگان خارجی زن 0
  • عکس کودکان 5
  • عکس مدل ها و مانکن ها 1
  • طنز پردازان 8
  • متن
  • متن طنز 56
  • متن ورزشی 4
  • متن تاریخی 13
  • اخبار 167
  • متن علمی 179
  • متن عاشقانه 59
  • آشپزی 3
  • سایر متون 200
  • لایحه مجازات اسلامی 1
  • تغذیه 2
  • برنامه های کاربردی
  • برنامه برای گوشی نوکیا 7
  • برنامه برای گوشی سونی اریکسون 7
  • برنامه برای گوشی های اندروئید 5
  • برنامه برای گوشی های ایفون 4
  • برنامه برای گوشی ال جی 3
  • برنامه برای گوشی سامسونگ 6
  • برنامه برای گوشی گالکسی 4
  • برنامه های کاربردی 26
  • مرورگر 9
  • بازی 2
  • برنامه برای کامپیوتر 16
  • آهنگ
  • اهنگ های ایرانی 62
  • اهنگ های خارجی 16
  • اهنگ های خنده دار 10
  • نوحه 37
  • اهنگ های مذهبی 50
  • اهنگ های جالب 66
  • اهنگ های علمی 7
  • اهنگ های فیلم ها 26
  • اهنگ های مجاز 55
  • اهنگ های غیر مجاز 47
  • پخش آهنگ رایگان 13
  • sms
  • اس ام اس عاشقانه 3
  • اس ام اس خنده دار 2
  • اس ام اس فلسفی 2
  • اس ام اس سرکاری 1
  • اس ام اس زناشویی 1
  • اس ام اس ضدحال 0
  • اس ام اس قومیتی 0
  • سایر اس ام اس ها 25
  • فیلم
  • فیلم های ایرانی 32
  • فیلم های خارجی 25
  • سایر فیلم ها 40
  • مطلب مهم سایت
  • مخصوص مدیران سایت 58
  • اخبار دانشگاه و زمان امتحانات 42
  • مطالب علمی
  • شیمی 7
  • فیزیک 32
  • تحقیق 55
  • فیزیک حالت جامد 4
  • مکانیک کوانتوم 4
  • ابر رسانایی 1
  • فيزيك جديد 4
  • کتاب 18
  • فیزیک ذرات بنيادي 2
  • سوال 5
  • ریاضی فیزیک 5
  • کاربرد فیزیک 5
  • فیزیک لیزر 0
  • فیزیک و فناوری 2
  • فیزیک هسته اي 6
  • ریاضی 7
  • فیزیک و صنعت 1
  • کیهان شناسی 7
  • ترمودینامیک 1
  • نور و اپتیک 1
  • هواشناسی 3
  • مکانیک تحلیلی 1
  • فیزیک دما پایین 0
  • تاریخ علم 1
  • فيزيك كلاسيك 0
  • فيزيك پايه 2
  • الکترمغناطیس 0
  • !~لــژیونـــر~! 0
  • نجوم 12
  • نسبیت خاص 0
  • اخترفیزیک 7
  • فیزیک و زندگی 2
  • فیزیک پزشکی 0
  • فیزیک جو 4
  • نوبل فیزیک 2
  • فیزیک و فیزیکدانان 4
  • خبرهاي جديد فيزيك 2
  • موضوعات كاربردي 13
  • سایر و متفرقه 75
  • بازاریابی
  • استخدام بازاریاب 8
  • بازی های اینترنتی
  • clash of clans خرید و فروش اکانت و اخبار در مورد بازی 9
  • clash royal خرید و فروش اکانت و اخبار در مورد بازی 0
  • hay day خرید و فروش اکانت و اخبار در مورد بازی 0
  • سایت دانشجویان دانشگاه محقق

    • :: uma ::
    • :: اطلاعات شما ::
    • آي پي : 3.236.223.106
    • مرورگر :
    • سيستم عامل :

    خبرنامه

    براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود


    عضویت / ورود

  • فراموشی رمز عبور
  • نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    موبایل :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی :
     
    کد امنیتی
     
    بارگزاری مجدد

    دانشجویان فیزیک دانشگاه محقق اردبیلی

    مادر من فقط یک چشم داشت . من از او متنفر بودم .او همیشه مایه خجالت من بود .مادرم برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه ها غذا می پخت .

    یک روز او به دم مدرسه آمد تا مرا با خود به خانه ببرد .من خیلی خجالت کشیدم .آخر او چطور توانست این کار را با من بکند ؟به ر وی خود نیاوردم ،فقط با تنفر نگاهی به او کردم و فورا از آنجا دور شدم .

    روز بعد یکی از هم کلاسی ها مرا مسخره کرد و گفت :«هووو...مامان تو فقط یک چشم داره»

    فقط یک جوری دلم می خواست یک جوری خودم را گم و گور کنم .کاش زمین دهان باز می کرد و مرا ... کاش مادرم یک جوری گم و گور می شد ...

    روز بعد به مادرم گفتم «اگر می خواهی من را شاد و خوشحال کنی ،چرا نمی میری ؟ »

    او هیچ جواب نداد .

    حتی یک لحظه هم درباره حرفی که به مادرم زدم فکر نکردم ،چون خیلی عصبانی بودم .احساسات او برای من هیچ اهمیتی نداشت.دلم می خواست از آن خانه بروم و دیگر هیچ کاری با آن نداشته باشم .

    سخت درس خواندم و موفق شدم برای ادامه تحصیل به سنگاپور بروم .در آن جا ازدواج کردم ،خانه ای برای خود خریدم و تشکیل زندگی دادم .

    من از زندگی ،بچه ها و آسایشی که داشتم خوشحال بودم ،تا این که یک روز مادرم به دیدنم آمد او سال ها بود که من و نوه هایش را ندیده بود .وقتی دم در ایستاده بود،بچه ها به او خندیدند و من سرش داد کشیدم که او چرا خودش را دعوت کرده و به خانه من آمده ،آن هم بی خبر !

    سرش داد کشیدم و گفتم :«چطور جرات کردی بیایی به خونه من و بچه ها را بترسونی ؟!گم شو از این جا !همین حالا .»

    مادرم به آرامی جواب داد :«اوه ،خیلی معذرت می خواهم مثل اینکه آدرس را اشتباهی اومدم .»و بعد فورا رفت و از نظر ناپدید شد .

    یک روز در خانه ام در سنگاپور ،دعوت نامه ای برای شرکت در جشن تجدید دیدار دانش آموزان مدرسه ای که در آن درس خوانده بود ،دریافت کردم ،ولی واقعیت را به همسرم نگفتم و وانمود کردم برای یک سفر کاری می روم .

    بعد از مراسم ،به کلبه قدیمی خودمان رفتم ،البته از روی کنجکاوی . همسایه ها گفتند که مادرم مرده است ،اما من حتی یک قطره اشک هم نریختم . آنها بنا به درخواست مادرم نامه ای از طرف او  به من دادند . در آن نامه چنین نوشته بود :

    پسر عزیز تر از جانم ،من همیشه به فکر تو بوده ام ،مرا ببخش که به خانه ات در سنگاپور آمدم و بچه هایت را ترساندم .وقتی که شنیدم که می خواهی به این جا بیایی ،خیلی خوشحال شدم ،ولی ممکن است نتوانم از جایم بلند شوم و به دیدن تو بیایم . خیلی متاسفم از اینکه وقتی داشتی بزرگ می شدی ،دائما باعث خجالت تو می شدم .آخر می دانی ... وقتی تو خیلی کوچک بودی در یک تصادف اتومبیل یکی از چشمانت را از دست دادی . من به عنوان مادر نمی توانستم تحمل کنم که تو با یک چشم بزرگ شوی ،بنابراین یکی از چشمانم را به تو دادم .برای من موجب افتخار بود که پسرم می توانست با چشم من دنیای جدید را به طور کامل ببیند .

    نظرات کاربران برای این پست

    کد امنیتی رفرش

    پست های پیشنهادی

    ...

    درباره ما

    University of Mohaghegh Ardabili